گرامی باد یاد ۱۶ ساله شهادت کاک توفیق کریم پور

بابە شیخ حسینی:
زمانیکه میهن و ساکنانش زیردست و مظلوم هستند، زمانی که دشمن ظالم هر آنگونه که میخواهد و تا آنجا که در توان دارد به هممیهنان کوردستان ظلم و ستم می نماید، لازم است برای خاتمه دادن به آن همه ظلم و استثمار فرزندان قهرمان و با ایمان با عملکرد خود و دور از هیاهو و بە دور از شعارهای توخالی و واهی برای آزادی و سرفرازی بکوشند و جان با ارزش خود را فدای ملت و سرزمینشان کنند.
آری آزادی بها دارد و جانفشانی و همت مردانه و فداکاری همه‌جانبه و از خود گذشتن  از مال و جان و آسایش  را می تلبد.
بی گمان فرزندان با ایمان ملت در صفوف سازمان خبات بە  خون اغشتە گشته و در کنار آن تلاشگران ملت و میهن اند کە با کوشش در میادین فداکاری و از جان گذشتگی پیشمرگانە,کارهای سیاسی و کارهای تشکیلاتی را بە دور از شعارها و در چهار چوب عملکرد با آنچە کە در توان دارند, میکوشند و خسته میشوند و آماده جان فشانی در راه آزادی و استقلال اند.
بی گمان فرمانده شهید شجاع و دلاور, شهید کاک توفیق کریم پور ((چکۆل)) یکی از آن شهیدان دلاور و قهرمان سازمان خبات است که جان با ارزش خود را فدای ملت و میهنش کرد.
مهر ماه بود آنگاه، پیشمرگان در پس یک به آرامی گام برمیداشتند
روشنی ماه بر سرشان بود بدون واهمه از دشمن و با اقتدار و هیبت.
آنان سواران و راکبان راە آزادی اند,سرقافلەیشان فرماندە شوانە است.
آن فرماندە ای کە دشمن از نامش هراس داشت,خود فروشان با شنیدن اسمش لرزە بر پیکرشان می نشست.
شانزدە سال پیش بود کە رعنا جوان راە مبارزە همان کسی در عنفوان جوانی سردی و گرمی روزگار جنگ و مبارزە را بە جان خریدە بود مثل همیشە خار چشم دشمنان گشتە و با بودنش باعث آزار کاخ نشینان و ظالمان شده بود.
آری کاک توفیق در ماه مهر آن زمان کە خوشە های انگور در باغات انگور گاکر و رود آلیاز در دامنە آربابا بر پرچین باغهای انگور آویزان شدە بود.
او و یارانش نوبر انگور آن سال را خوردە بودند اما طعم شیرین انگور زمانی برای او مزه داشت که سرزمینش آزاد و بدون اشغالگر باشد,زیرا زندگی زیر دست و با اسارت برایش شرمگین بود.
همان ایمان بە آزادی و باور بە ماندن و همراهی در مسیر مبارزە سازمان خبات باعث آن شده بود کە پا برجا باشد در راە اهداف کردانە و سازمان خبات.
در شانزدهمین سالیاد شهادت پیشرو میدان نبرد و سازمان خبات و کوردستان سلام و درود میفرستیم بر روح والای شهید توفیق کریم پور و شهیدان سازمان خبات و راه آزادی و سر فرازی کوردستان.
سخنی با شهید توفیق!
تو مرد کوچکی بودی که حس مبارزه و آزادی خواهی و آرزوی پیشمرگه شدن را در دل نهاده بودی، به همین خاطر به دنبال آرزو و امیدت افتادی و به قلعه خبات ,چند ساعتی دورتر از خانه و خویشاوندانت مراجعە و  وارد میدان مبارزه شدی.
از تو ‌پرسیدند چگونه آمدی؟
پاسخ دادی برای مبارزه, آمده ام که جنگنجو شوم ، پیشمرگه کوردستان.
بار اول تو را نپذیرفتند و راهت ندادند چون که هنوز توانایی ها و دلاوری های تو را نمیشناختند.
اما عشق به پیشمرگه شدن و حس میهن دوستی تو اجازه نداد,قلب کوچکت از برادران پیشمرگت برنجد و بر بودن و ماندن در آنجا پافشاری میکردی.
چه کسی میدانست که توفیق (چکۆل) که به ماندنش راضی نبودند,چنان قهرمانی شود که اهالی شهر و روستاهای جای جای کوردستان قهرمانانه نامش را بر سر زبان می آورند و روزی می آید که دشمن با شنیدن نام آن شیر مرد کوچک زانوانش سست و لرزه بر پیکرش می افتد.

نام و نشان کاک توفیق (چکۆل)و سایر دوستان مشابهش کە در سنگر دفاع از موجودیت سازمان خبات و در رویارویی با نیروی رژیم اخوندی جان فدایی کردە، برای رهروانشان چراغیست کە روشنایی بخش راه مبارزە خواهدبود  و برای همیشە نماد برادری و دلسوزی معتقدین بە راە پیروز سازمان خبات است و تیریست درچشم دشمنان و همچنین در دل مردم جای دارد،سازمانی کە چشمهای ناپاک کابوسش را می بینند و نامش لرزە برتن حسودان و دشمنان میاندازد .
کاک توفیق عزیز، دوست شهید و همرزم و مبارز عزیزم ،باشهادت تو  بسیار اندوەگین شدم ،با بە یاداوردن شجاعتت ،با عشقی کە سازمان خبات در دلت ریشە دواندە بود ، هنوز هم همگان از خصوصیات بینظیرت متعجبند ،بدون شک شهادتت ،خسارت و زیانی بزرگ برای ملت کورد و سازمان خبات است ،شهادتت مصیبت بزرگی برای من و تمامی هم باورانت بود.
یقینا رهروان راە پیروزت، رهروان راە سرفراز سازمان خبات کوردستان ایران، با مبارزە و مقاومت ،در راە سربلندی و ازادی خواهی ،سازمان خبات مبارز و میهن پرست، راهت راادامە میدهند.
شهر سیاەپوش شدە و روستاها و تمامی آنانی کە غمخوار پیشمرگە و شهیدان ازادیند، غمگین و عزادار هستند و کوە ، دشت ، چشمە ها و جای جای سرزمین رنگ ماتم بەخود گرفتەاند ، شادی معنایی ندارد زیرا دیگر آن یارقدیمی کە هرسالە حتی اگر مدت کوتاهی هم بود مهمانشان میشد را نمیبینند.
دیگر کودک و پیروجوان و تمامی آنهایی کە با سخن از فکر ازادیخواهی و خستگیهای راە دلخوش میشدند ،باردیگر اورا نمیبینند .
آری دیگر آن توفیق دلیر کە تمامی دشت و پناهگاە و جایگاە استراحت پیشمرگان را میدانست ،پلنگ کوهها و عقاب تیزبال دشتها ،همەجابود و هیچ جانبود ،دیگر میان ما نیست .کوە از دشت میپرسد :خبرداری مهمان تفنگدار و نترس و شجاعمان شهید شدە ،آن هم بە دست بی ارزشترین و خودفروشترین خودفروشان سرزمینمان ،آن خودفروشی کە فکرمیکرد با اولین گلولە کاک توفیق میلرزد و نمیتواند دیگر دست بە اسلحە ببرد .او در خیالش موفق شدە ،خیالی واهی ،اما او بە سرعت از سوی شهید توفیق کەدر خون غرق شدە بود ،کشتە شد و بە عمر ننگینش پایان دادە شد.
متاسفانە شب جمعە ۱۱ مهر ۱۳٨۲کاک توفیق کریم پور در ماموریتی سازمانی در منطقەی سورین بانە ازسوی مزدوران رژیم هدف قرار میگرد و بە شدت زخمی میشود و با وجود این درد و زخم سرهنگ پاسدار زبانزد رژیم امیر بهرامی را بە سزای خیانتهایش میرساند و خود نیز بە دلیل زخمهای

ڕێکه‌وت: 2019-10-10 08:10:10
به‌شی: ( صفحە ازاد )





سیاسی