تجربه ایران با وجود ( نظام آخوندی ) ایران

نویسنده : میلاد افراز 
جنگ ابرقدرتهای جهان آغاز شده و در این میان ایران به قوچ قربانی مبدل گشته است.
با تحولات سریعی که در جریان است و از دست رفتن مشروعیت و اعتماد مردم به نظام حاکم بر ایران  را میشود در اعتراضات خونین آبان ۹۸ و همچنین بیانیه‌های که از طرف تشکلهای شکل گرفته همانند معلمین و بازنشستگان ، غیره که هر روز شاهد آن هستیم ديد  و همچنین تحرکات رژیم ایران در منطقه و حمایت از حوثیها در یمن، حشدالشعبی در عراق و حزب الله و حماس در لبنان و فلسطین و فاطمیون و زینبیون را هم اضافه را به اين ليست اضافه کرد. از جانب ديكر تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای و تهدید اسرائیل و اعراب حوزه خلیج فارس که موجب بی اعتمادی شهروندان ایران و ترس کشورهای منطقه و غرب شده است. 
این وضعیت  باعث گردیده که سران حکومت بيشتر از قبل متوجه شوند که در حال سقوط و نابودى هستند و در این اثناء برای بقاء در قدرت و همچنین حفظ تاج و تخت و ثروت عظیم بادآورده‌،براى حفظ  خود و نظام  بكوشند و آنرا را اوجب واجبات بدانند. براى اين أمر به یک سری اقدامات بدون کارشناسی دست زدند که همگی نتیجه معکوسی برای حاکمان ایران به دنبال داشته. در زمان با سر کار آمدن دولت ترامپ و  ویروس( کوید ۱۹ ) مزید بر علت شد ، از طرف دیگر بازی مماشات و فشار اروپا و روسیه و آمریکا که به صورت عجیب و بدون روندی که قابل پیشبینی  باشد نقش پلیس خوب و پلیس بد عوض را ايفا كردند، ابتکار عمل را از دست رژیم توتالیتر ایران ربود و چون آخوندها تحلیل درستی از سیاست و دیپلوماسی و اقتصاد جهانی ندارند مرتکب اشتباهات فاحشی شدند که عرصه را بر خود تنگ کردند و راههای فرار از بن بست را بر خود بستند. در اینجا جمله ای  از یک بزرگوار فقید ماموستا شیخ غزالدین حسینی به ذهن متبادر میسازد (که گفته بودند سیاست امروز با قوانین ۱۴۰۰ سال پیش منطق نیست و تا آخرین لحظه زندگانی، شعار جدایی دین از حکومت را فریاد می زدند).
اما این کل ماجرا نیست در حقیقت بازی بزرگان در جریان است و بی کفایتی و ناکارآمدی حاکمان نظام جمهوری  اسلامی باعث شده که به مهرهء شطرنج و بازیچه کشورهای ابرقدرت بدل شوند. 
از جانب ديكر چند سالی است کشور چین  یکی از قطبهای صنعتی و اقتصادی جهان و این امپراطوری عظیم اقتصادى و نظامى، نیازمند منابع و انرژی زیاد است و همچنین دوستان متحدانی که توانایی به خطر انداختن زیربنای این سلطه را نداشته باشند و همچنین برای حفظ این موقعیت، چین باید انرژی و منابع جهانی را به کنترل در آورد پس باید اقدام به ساخت زیربنا و به اجرا دراودن این نقشه کند .
اگر به روند توسعه چین در این چند سال اخیر نگاه کنیم میبینیم که در حال بستن قراردادهای با  کشورهای فقیر و بی ثبات از لحاظ اقتصادی و سیاسی است از جمله کره شمالی و کامبوج و پاکستان و ایران و چند کشور دیگر در آفریقاست، اما از میان همهء این کشورها چند کشور  برای چین بسیار حائز اهمیترند.
اول ) پاکستان 
کشوری نسبتاَ بزرگ و با جمعیتی زیاد و منابع فراوان اما فقیر و از لحاظ سیاسی بسیار بی ثبات و ضعیف و تا حدودی ناکارآمد و با فساد مالی و حکومتی، و از همه مهمتر داشتن سلاح اتمی و دشمنی با کشور هندوستان  و همچنین موقعیت استراتژیک جغرافیای ( همسایگی با هندوستان و چین و ایران و مشرف به اقیانوس هند و دریای عمان)
اگر به جاده احداثی چین تا بندر گوادر در پاکستان نگاهی بیاندازید در خواهید یافت که چرا چین این همه سرمایه گذاری کرده و چگونه میخواهد راههای مواصلاتی تجارتی هند با سایر کشورها را دور بزند.
شاید برای خوانندگان محترم اين سوال پیش بیاید اینها چه ارتباطی با همدیگر دارند ؟
پاسخ این است که چین برای اقتصاد جهانی به یک تهدید تبدیل شده  است و درحال گسترش ایدئولوژی کمونیستی نوع ابتکاری چینی و یکی از کنترل کنندههای اقتصاد جهان است و در حال جدال اقتصادی با امریکا میباشد  در این میان اکثر کشورها و سرمایه داران در حال خارج کردن تکنولوژی و ثروتهایشان از چین هستند و به همین دلیل دنیای غرب به دنبال کشوری پهناور با منابع کارگری ارزان قیمت و تا حدودی هماهنگ با اصول و پرنسیپ جهانی هستند،   که بهترین گزینه هندوستان است همچنین  با چین و پاکستان هم اختلافات و رقابتهای دارد و دارای سلاح هسته ای میباشد،  این روند توازنی و رقابتی چند سالی است آغاز شده و جهان چرخش محسوسی نسبت به هند داشته است و رفتن ترامپ به دهلی نو  و بستن قراردادهای همکاری و اقتصادی مهر تاییدی بر این موضوع  است.
دوم ایران  نقطه ثقل این پروژه ایران است الف : با داشتن انرژی عظیم نفت و گاز و ذخایر معدنی (که حکام ایران توانایی کافی در استخراج و یا تبدیل و فروش آن را به علت بی کفایتی و سیاست جهان ستیزی ندارند)  ب: مشرف به شاهراه حمل انرژی از طریق دریا ( ۵۰ درصد نفت و مشتقات آن از تنگه هرمز به کل دنیا صادر میشود) ج :  منزوی بودن ایران در میان کل کشورها باعث گردیده که چین ایران را بستر پیشبرد اهداف خود قرار دهد ، زیرا هم منابع اولیه ارزان و شاهراه کنترل انرژی جهان را در اختیار داشته باشد ( لازم به ذکر است که چین ایران را در کاهش فشارهای تحریمی یاری نکرد و پولهای ایران را در بانکهای خود راکد نگاه داشت، زیرا چینیها میدانستند که حکومت نامشروع ایران برای فرار از فروپاشی دست به  دامان اژدهای زرد میشود ) ناگفته نماند چین با شیوع همه گیری کرونا ویروس بزرگترین فرصت را به دست آورده زیرا کشورهای دنیا در حال کنترل این بیماری هستند و تمرکز خود را معطوف به کاهش تلفات انسانی و مدیریت ضررهای اقتصادی وارده، بر این مرض مهلک کرده اند و مشکلات جهانی و سیاست جهانی به حاشیه رفته است و در این میان چین هم فرصت را غنیمت شمرده و با سرعت در حال گسترش برنامه های خود است.
اما نقش روسیه در این بازی چیست؟ فقط سهم خواهی است ، با اعمال فشار بر حاكميت در ایران هر روز سهم بیشتری را طلب می کند تا که معادلات بازی را بر هم نزند ، در آینده فروپاشی روسیه  با نام حفظ  هژمونی و ثبات و امنیت منطقه برای غارت ایران قسمتهای شمالی ایران را تحت کنترل خود قرار میدهد ( همانند ورود روسیه به سوریه ) و روسیه در صدد حفظ آخوندها بر خواهد آمد تا بهتر بتواند شمال ایران را در کنترل قرار دهد.
حکام ایران هم به این استراتژی چین پی برده و جنوب کشور را کاملا در اختیار چین قرار داده اند تا هم به منابع مالی دسترسی داشته باشند و هم زیر نام چین تحریمها را دور بزنند و هم ارتش چین بتواند حکومت نامشروع آخوندیسم را حفظ کند و از دیگر سو بازی دوگانه ای را شاهد هستیم که ایران قسمتهای از بنادر چابهار را در اختیار رقیب چین قرار داده ( منظور همان هند است). ولی از این موضوع  غافل اند که حضور چین باعث بوجود آمدن یک همگرایی ملی بر علیه حکام ایران خواهد شد و از سوی دیگر ایران تبدیل به جبهه جنگ چین و جهان غرب میشود. در این میان حکام جمهوری اسلامی ایران نه توانای اخراج ارتش پکن را دارد و نه توان مقابله با غرب و نه توان مقابله با لشکر عظیم ملی مردمی  در این مرحله حکومت نامشروع آخوندی سقوط کرده و چین هم برای حفظ سلطه بر غنایم باد آورده این سرزمین ، جنوب ایران را تصرف کرده و ایران را به دو بخش شمالی و جنوبی خودمختار تجزیه میکند ، در این سناریو همه کشورهای حوزه خلیج فارس و روسیه و اسرائیل بسیار خوشحال خواهند بود زیرا دیگر ایران تبدیل به دو کشور کوچکتر خود گردان یا خود مختار  شده و تهدیدی برای آنها محسوب نمیشود و همچین به هر نحو بخواهند این کشورهای کوچک را استعمار میکنند.
حالا با این اوصاف که در بالا ذکر شد این سوال پیش خواهد آمد ، راه حل برون رفت از این شرایط چیست؟
جواب آن تنها یک جمله است: هرچه زودتر میبایست این رژیم را سرنگون کرد و ایران را باز پس گرفت.

ڕێکه‌وت: 2021-06-01 07:14:05
به‌شی: ( سیاسی )





سیاسی